تبليغاتX
^'●* رویای سبز گلبرگ *●'^
*خیلی سرم شلوغه

* مهمونامون دیروز رفتن

* یه عالمه درس دارم

* قراره به حای اون laptabیه دونه نو بیاد

*به زودی مینویسم

* دوستون دارم

+ نوشته شده در  پنجشنبه 31 اردیبهشت1388ساعت 3:7 بعد از ظهر  توسط  گلبرگ  | 



باز دوباره جشن هاى بهاره دانشگاه داره شروع ميشه...الان از تو حياط دانشگاه صداى ارگو جاز ميياد تو مرحله راه اندازييه! فك كنم قراره يه كنسرت راك اجرا بشه...اين حال و هوا رو دوس دارم به ادم هيجان ميده..امرووز يه روز زيباى بهارى هست...آفتاب در اومده در عين حال يه نسيم ملايم هم ميوزه و هوا واقعا مطبوعه...واقعا ارديبهشت فصل مناسبييه براى سفر به اينجا...نه گرمه نه سرد...
چند تا خبر خوب دارم:
براى اولين بار تو يه نمايشگاه نقاشى شركت كردم البته كار بچه هاى رشته خودمونه...فردا افتتاح ميشه...به هر حال احساس خوبييه كه تو يه نمايشگاه شركت كرده باشى

***


ما 3 شنبه قراره بريم آنتاليا! براى اولين بار...از بس كه بچه هاى مثبت و خوبى هستيم تا حالا اينجا نه بار رفتيم نه ديسكو...نه حتى انتاليا
از ايران مردم گروه گروه مييان اينجا همه اين تفريحاتو ميرن ...همه ميرن آنتاليا و جزيره وجاهايى از اين دست....
يه دليلى كه نرفته بوديم تا حالا اين بود كه اونجا معمولا  ساحل مختلط هست و همه با مايو و بيكينى آفتاب ميگيرن...خب از اونجايى كه ما اهلش نيستیم كه جاى مختلط بريم شنا ...تا حالا نرفته بوديم ولى تحقيق كرديم يه جاى خوب  پيدا كرديم كه براي خانم ها امكانات جدا داره و ميگن خيلى جاى قشنگى هم هست...حالا بعدا عكسشو براتون ميذارم...روز قبل رفتنمون برادر بزرگ همسرم با خانمش كه اينجا بهش ميگم مريم ميان اينجا و با هم ميريم انتاليا بين خودمون بمونه قراره 2 3 روزى دانشگاهو بپيچونم و 2 روز هم كه اخر هفتس به اين ترتيب آب و هوايى عوض كنيم...مطمئنم كه اين سفر خوش ميگذره چون با مريم تفاهم دارم و گروه خونمون جوره(البته من با كى جور نيستم ماشالا با همه سازگارم !)

اونجا ساحل كه رفتم همتون رو ياد ميكنم و از خدا ميخوام كه همتون قسمتتون شه بيياين اونجا هرچند خيلى هاتون زودتر از من ديدين

***
همچنان به خوندن زبان ادامه ميدم و راضى هستم از خودم تقريبا روزى 3 الى 4 ساعت ميخونم بعضا  بيشتر...
ديروز باز كانال ها رو زيررو كردم چند تا از كانال هايى كه معرفى كرده بودين بود ولى پولى بود و باز نميشد بايد بگم شوشو كارت مخصوصشو بگيره...علاوه بر اين تحقيق كردم و از
دنیز هم پرسيدم كه معلم زبان انگيليسى هست اونم اين سايتو معرفى كرد كه اونجا منابع خوبى از قبيل DVD اينها براى يادگيرى زبان هست كه ميخوام برم بگيرم گوش بدم تا تلفظا خوب دستم بيياد
به اميد روزى كه خيلى روون انگيليسى حرف بزنم

***

اگه تو تعطيلات اينترنت پيدا كردم براتون آپ ميكنم
و تا اون موقع به خداي بزرگ ميسپارمتون

+ نوشته شده در  پنجشنبه 17 اردیبهشت1388ساعت 1:41 بعد از ظهر  توسط  گلبرگ  | 



امرووز تولد وبلاگمه يه سال شد كه درستش كردم
و خيلى خوشحالم از اين بابت چوون:

 دوستاى خوبى پيدا كردم
تونستم خودمو ابراز كنم و اعتماد به نفسم بالاتر بره
استعداد نوشتنم فعال بمونه و
خيلى چيزاى ديگه
يادش به خير پارسال اين مووقع اولين نظرو برام ازاده 
جون گذاشت

+ نوشته شده در  دوشنبه 14 اردیبهشت1388ساعت 2:35 بعد از ظهر  توسط  گلبرگ  | 



قبل هر چيز از نظراى قشنگتون تشكر ميكنم
اگه كم پيدا هستم دليلش اينه كه لپتابم هنوز درست نشده و من  فقط از دانشگاه ميتونم ان بشم

***

ديشب اومدم براى اولين بار با برس گرد و سشوار و كرم مو يكم به مو هام حالت بدم و اين جلو هاشو موج دار كنم ببينم چى ميشه
يه دسته نسبتا زيياد از موهامو مو برداشتام يكم خيس كردم و كرم مو زدم  بعد تا توو نستم با برس گرد پيچوندم بعدشم سشوار گرفتم كلى و خوشحال و خندان...
اومدم بازش كنم چشمتون روز بد نبينه به قول شو شو انگار چسب ژاپنى زدم بهش... اصلا باز نميشد....برس گيرر كرده بود بد جور نه به اين وار تاب ميخورد نه اون ور هر كارش كردم باز نشد رفتم به شوشو گفتم اونام كلى سعى كرد باز كنه نشد كه نشد...اى خدا ...گفتم پا شم برم آرايشگاه...اما دير شده بود ساعت 8:30 بود اينجا معمولا تا 7 بازن با اين حال بازم رفتيم اما بسته بود...
برگاشتييم خونه رفتم جلويه آينه يك ساعت ور رفتم يكم باز شد بقييه شم شوشو يواش باز كرد
اما كلى انرژى گرفت اين كار
رفتم جلوي آينه....قشنگ شده بود Hippieها كلى پف كرده بود و موج برداشته بود!
حالا ديگه ياد گرفتم چه كار كنم

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 10 اردیبهشت1388ساعت 4:55 بعد از ظهر  توسط  گلبرگ  | 



سلام احوالاتتون چطوره
من كه عالى ام سر حال سر حال ميگين چرا ؟
علتش اينه كه اين روزا وحشتناك در حال بمباران انگيليسى هستم منظورم اينه که دارم حسابى از وقتم استفاده ميكنم... وقتى نميذارم وقتم تلف شه خيلى شارژ ميشم و احساس قدرت بهم دست ميده خيلى لذت داره ولى وقتى وقتات تلف ميشن همش اعصابت خورده و از خودت راضى نيستى ته دلت...
يكشنبه صبح زود پا شدم ساعت 5 صبح  كه شروع كردم به خوندن زبان واى كه چه بركتى داشت روز مگه تمووم ميشد من كلى كار كرده بودم تازه ساعت 10 صبح شده بود!
شما هم امتحان كنيد شب زود بخوابين مثل 11 و صبح مثلا 6 7 بيدار شين و ببينين كه بركت روز به همون ساعت هاى اوليه صبحه
البته صبح زود بيدار شدن سخته ولى اگه اشتيياق براى پيشرفت داشته بشى براى كار براى اينكه خودتو از حدى كه هستى بالاتر ببرى احساس پوياييى كنى خلاق باشى پول بيشترى در بيارى و در نتيجه قدرتمندتر بشى(شايد بتونى دست يكى ديگه رو هم بگيرى) براى اينكه بهترين باشيى اسونتر میشه!

البته من اصلا ادمى نيستم كه به خودم كم خوابى بدم چون به زيبايى خيلى اهمييت ميدم و خواب كافى يك عنصر مهم براى زيبايى هست و براي اين عصر كه برسم خونه يه كمى ميخوابم كه شب باز شارژ باشم و بتونم فعال باشم
ضمنا براى اينكه بتونين صبح زود بيدار شين شب بايد شامتونو زود بخورين و پرخوريى هم نكنيد مثلا ساعت 8 ديگه شام بخورين و ديرتر نشه وقتيى پرخورى ميكنيم تمام شب دستگاه گوارش ما براي هضم غذا تلاش ميكنه و اين خيلى انرژى از بدن ميبره و اينه که صبح سخته بيدار شدن
هميين طور نوشيدن آب زيياد تنفس عميق....
راستى من چند روزى هست كه مثل عسل آشييانه عشق دارم رژيم ميگيرم نه كه وزنم زيياد باشه ها... ولى ميخوام عالى باشم و كاملا ايده ال بشم Libra

براى اينگيليسى از روش g5 يا همون جعبه لايتنراستفاده ميكنم كه واقعا معجزه آسا در واقع عاليييه حتما سايتشو ببينيد و ازش استفده كنيد..g5

الان ديگه حوصلتون از دست من سر رفته با اين حرفاي نصيحت آميز ببخشييد نميدونم چرا امروز اين طورى شد

***

ديروز يه غذا اختراع كردم خيلى خوشمزه و شيك شد
طرز تهييه:(فكر کنم اخرش وبلاگم يه وبلاگ آشپزى شه)

مواد لازم:سيب زمينى 2تا سير فلفل سبز كمى پنير يه عدد تخم مرغ 2 قشق ارد يه قاشق مربا خورى رب
 اينه همه رو ديشب خورد كردم با هم مخلوط كردم تو ماهى تابه با روغن كم سرخش كردم نتيجه عالى شد خيلى خوشمزه شد با يه فنجان قالب زدم و گذاشتم تو بشقاب واقعا چيز شيكى از اب در اومد!


شنبه بعد از ظهر هم داداش شوشو اومد خونمون و يه استانبولى خوشمزه درست كردم جاتون خالى
***
كنفرانس فردا بازم كنسل شد استادمون پاش پيچ خورده!!
***
راستى كسى ميدونه چرا اين عكسايى كه تو وبلاگم ميذارم بعد يكى 2 هفته ديگه نشون داده نميشه؟


خب دوست جون ها مواظب خودتون باشيين و از زندگيتون لذت ببريين

+ نوشته شده در  سه شنبه 8 اردیبهشت1388ساعت 2:16 بعد از ظهر  توسط  گلبرگ  | 



ميرم جلوى آينه و قولايى كه به خودم دادمو مرور ميكنم.................

 

****

 

از همه نظرهاى قشنگتوون ممنوونم خيلى انرژى ميگيرم
دوستوون دارم

+ نوشته شده در  جمعه 4 اردیبهشت1388ساعت 2:47 بعد از ظهر  توسط  گلبرگ 



من الان نميدونم بايد خوشحال باشم يا ناراحت
امروز مثلا كنفرانس داشتم از صبح زود پا شدم كلى به خودم رسيدم لباسامو اتوي مفصلى زدم موهامو  كلى كرم مو زدم حسابى خوشگل كردم  حالا  اون زحماتم و تلاشهام و تحقيقاتم بماند اومدم دانشگاه كه كنفرانس بدم ميبنم تو كلاس هيچى كى نيست سوتو كوره اى بابا يعنى چى شده ميرم از استادمون تو مديرييت رشته مون از  يكيشون ميپرسم اين استادمون نميياد ميگه اينهفته به خاطر امتحناى مييان ترم كلاسا تشكيل نميشه ميگم ميدونم ولى قرار بود اين استاد بيياد ميگه پس صبر كن

منم زنگ زدم به گيزم اونم معلومه از خواب بيدار شده تازه ميگه كلاس امروزو كنسل كرديم!!
حرصم در ميياد اخى نميتونستين به منم يه خبر بدين؟؟؟(البته بهتون اعتراف ميكنم كه زياد تلاش نكرده بودم براش و يه جورايى خوشحالم شدم كه  عقب افتاده)
زحماتم بر باد رفت...زحمات امروز صبح رو ميگم ها
اصلا ولش كن قسمت بوده بيام براتون آپ كنم
خونه كه اينتر نت ندارم فعلا

 ***

ديروز من بورك پختم و واقعا خوشمزه شده اينو من نميگم هم شوشو ميگه هم همكارش كه ديرووز مهموون ما بود ميگفت  تو چند ماه گذشته لذيذ ترين بوركى بود كه خوردم! ديروزز براى اولين بار بورك رو به جاى اينكه تو فر بذارم سرخ كردم و براي همين خوب شده بود
اصلا بذارين طرز تهييه اش رو كه خيلى هم ساده هست بهتون بگم شايد شما هم خوشتون اومد
من خمير آماده از ماركت ميگيرم حتما تو ايرانم هست
بعد اين خمير به شكل مربع مثلا 10 در 10 ميبرم توشو پنير ميذرم و بنا به سليقه تون ميتونين كنار پنير توی بورک خيلى كم اسفناج يا جعفرى يا ريحان هم بزارين كه به نظر من خيلى خوشمزه ترش ميكنه بعد خمير رو ميپيچونين   و تو كمى روغن سرخش ميكنين و آماده اس!
ميتونين سطح خميرو اغشته به روغن كنيد بعد بذارين تو فر

خيلى خوشمزه اس براى عصرانه كنار چاى عالييه

 ***

سبزى كاشتم تو يه ظرف پلاستيكى گذاشتم لب پنجره يعنى بيرون پنجره هر روز بهش سر ميزدم و تعجب ميكردم كه  چرا فقط گوشه هاى ظرف سبزى رشد ميكنه تا اينكه يه روز كه داشتم ميرفتم آب بدم ديدم بله...يه كبوتر اونجا لونه كرده اينقده ناز بود يه عكس ازش گرفتم ولى چون لپتابم نيست نميتونم عكسشو بذارم

هرروز با علاقه دارم اينگيليسى ميخونم كتاب vocabulary in use خيلى عالى هست بيشتر تو اتوبوس ميخونم يعنى از وقتم تو اتوبوس استفاده ميكنم خيلى احساس خوبى به آدم دست ميده وقتى اجازه نيميدى وقتت تلف شه اميدوارم سال 88 ديگه سالى باشه كه به زبان مسلط بشم
يه كانال اينگيليسى مخصوص كودكان پيدا كردم  چون براى برى بچه ها هست آدم راحتتر حرفاشونو ميفهمه خيلى براى يادگيرى زبان موثره برنامه هاش عروسكيه
اسم كانال
smile of child
اگه كانالى به انگيليسى ميشنسيد كه يكسره كارتون ميده لطفا به من معرفى كنيد خواهش ميكنم

***
دلم برى نينى توى اين عكس خيلى زييااااااااد تنگ ميشه...


 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 2 اردیبهشت1388ساعت 11:47 قبل از ظهر  توسط  گلبرگ  | 



کی تازه آپ کرده؟●
پیوندهای روزانه
نویسندگان
Copyright © 2007 - Designed By PayamSalamiPargoo